معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
91
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
گر سرو بن كهن نبيند * در سايهء سرو تو نشيند زنده است كسى كه در ديارش * ماند خلفى به يادگارش اقارب و عشاير كه نقّادان جواهر نشان ارجمندانتساباند ، بر اين اتفاق نمودند ، كه فاضلترين قبايل را كه حليلهء جميلهايست ، از رذايل مصون ، و از نقايص محفوظ ، يعنى راحيل بنت الياس بن لوط نبى عليه السلام . * * آفت نرسيده دخترى خوب * چون عقل به نام نيك منسوب آراسته لعبتى چو ماهى * چون سرو سهى نظاره گاهى محجوبه نبت زندگانى * شهبيت قصيدهء جوانى او را در حباله « 1 » اين قرة العين و قدوهء قبائل نبيل مناسب است ، منهيان « انّ للّه تعالى « 2 » ملك مقرّب يسوق الاهل الى الاهل » به شستند و قواعد مناكحت و تمهيد معاقد مواصلت اهتمام تمام نموده بينهما علقهء نكاح منعقد گشت و بعد از آنكه رومى روز قصب نور از بر بيرون كرد ، و تاج كافورى ضياء از سر بنهاد ، مشاطهء رأفت ، نقاب استراحت ، بر روى عروس عالم افكند ، و اين كنيزك زنگىفام مشكبار « 3 » نام شب ، قفل ظلمت بر در حجرهء روشنائى زد ، يعقوب عليه السلام را چنانچه قاعدهء بنى نوع انسان است « 4 » با آن يگانه آفاق در حجلهء وفاق ، اتّفاق مواصلت « 4 » افتاد . « 5 » * * بزمى آراست چون بساط بهشت * بزمگه را بعود و مشك سرشت كرد بر سنت زناشوئى * هر چه بايد به شرط نيكوئى
--> ( 1 ) - د - ح - ا : او را در حبالهء اين فرزند ارجمند قرة العين خليل و قدوهء قبايل نبيل در آوردن مناسب . ( 2 ) - د : ان للّه تعالى ملائكة يجبر الاهل الى الاهل . ( 3 ) - د : مشكناز نام قفل . ( 4 ) - د - ح : قاعدهء بنى انسانيست . ( 5 ) - د - ا : زفاف مواصلت اتفاق افتاد .